انجمن نویسندگی | رمان نویسی | چری بوک

پناه
پناه
مرسی عزیزدلم😘
چند وقت پیش یه داستان ترسناک خوندم فکر کنم نویسندش شما بودی.
شک افتاد تو دلم که.
بذار برم نگاه کنم😅
پناه
پناه

ورق خوناب
مژگانمـ
مژگانمـ
اره اره انقد ننوشتمش یادم رفتهههههه
خب اون اتاق قرار. بود نقطه اصلی ترسناک رمانم باشه و همه چیزای ترسناک مال همونه چون واسه خیلی وقته یکم ایدش از ذهنم رفته باید بشینم دوباره فکر کنم
  • ذوق
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه
پناه
پناه
من که عاشقش شدم. امیدوارم خیلی زود ادامش بدی. یاخوندنش یه ایده خوب به ذهنم رسیده ایشالا تنافر رو تموم کنم می‌نویسم.
مژگانمـ
مژگانمـ
خیلیم عالی
چند وقتیه دستم به نوشتن نمیره اصلا
پناه
پناه
حق میدم بهت. اصلا این دوران یه دنیای دیگه‌ست واسه خودش.
ولی واقعا لذتبخشه.
این روزا برای خودت خاطره قشنگ بساز بعداً وقت بسیاره برای نوشتن.

فراااار رو خیلی قشنگ گفتی😅
همه جوابهات خنده به لبم آورد ممنونم ازت🌹♥️♥️♥️
بالا