آزادنویسی دفتر آزادنويسي شیوان | بریوان فام

رهای انجمن

مدیر تالار آوا
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر همراه
طراح جلد
ویراستار
مدرس کارگاه
صفحه آرا
آوا پرداز
مترجم رمان
کتابخوان
کاربر VIP
هنرمند
کاربر فعال تالار
Jul 1, 2023
2,642
بریوان فام | شیوان
@EMMA- عزیز ممنون از شركت شما در اين طرح
مشاور نويسندگي : @.DocToR.

در این تاپیک فرد دیگری جز نویسنده، حق ارسال هیچ پستی را ندارد.
درصورت مشاهده موارد غیراخلاقی با کلیک بر گزینه "گزارش" با ما همکاری کنید.
چنانچه تمایل به ایجاد دفترآزادنویسی داشتید، از این تاپیک اقدام نمایید.
اعلام امادگي دفتر آزادنويسي

|تيم مديريت تالار كتاب|
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

خانمِ فام.

خانمِ نویسنده
نویسنده کتاب
نویسنده فعال
مقامدار بازنشسته
Aug 4, 2023
686
فکرش را که می‌کنم، امسال خبری از شکوفه‌های صورتی باران خورده‌ی شبنم نشسته نیست نه؟ اشکالی ندارد، از همان اول می‌دانستم تو در جانم فقط یک ریشه می‌مانی، سبز و تازه، امّا پایان‌پذیر!
باشد، اشکالی ندارد، زندگی همین است، آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، خاطره می‌سازند و می‌سوازندند و دیگر قصه‌ها تمام می‌شوند و دوباره شروع می‌شوند و خلاصه که بگویم زندگی تکراریست؛ زیاد تکرار می‌شود فقط...
فقط؛ تو تکرار نمی‌شویی، اشکالی ندارد، تکرار که نمی‌شویی، تکراری هم که نمی‌شویی، در دلم که می‌مانی؟ گه‌گاهی احوالمان را بپرس، این‌جا کمی تاریک و مُرده است به سبز بودنِ تو در وجودم احتیاج دارم.
 

خانمِ فام.

خانمِ نویسنده
نویسنده کتاب
نویسنده فعال
مقامدار بازنشسته
Aug 4, 2023
686
به او بگویید دیگر من تکرار نخواهم شد، هر وقت دلت تنگ شد خانه‌ام همیشه گرم است، بیا آن‌جا چایی بنوش و اگر که سرما از تنت خارج شد و نخواستی بمانی برو آن‌جا که دلی برایت منتظر است که دلت برای او می‌زند.
خانه‌ام همیشه گرم است اگر دستانت یخ کرد بیا آن‌جا نفسی گرم کن، چایی همیشه روی سماور در حال دم آوردن است، قهوه‌های خانگی برایت درست می‌کنم، اشکالی ندارد، یک امشب را تو قهوه بخور و یک امشب به یاد چشمانِ تلخت، تلخی قهوه را با جان می‌خرم، ولی...
می‌دانم تو به خانه‌ام نمیایی، غریبه شده‌ای و دنبال مزارم می‌گردی، خانه‌ام را نمی‌خواهی بیایی، دسته گل‌های مشکی را آماده کرده‌ای؟
 

خانمِ فام.

خانمِ نویسنده
نویسنده کتاب
نویسنده فعال
مقامدار بازنشسته
Aug 4, 2023
686
دردناک است وقتی که خانهٔ تو برای او همیشه گرم باشد تا او سردش نشود ولی او در قبرستان‌ها به دنبال مزارت باشد چون که دسته‌گل‌های مشکی‌ای که آماده کرده است در حال خشک شدن‌اند.
 
بالا