شاید آخر دنیا بهم رسیدیم؛
آن جایی که دو دریا شانه به شانهی هم میایستند؛
آن جا که کوه به کوه میرسد و دریا بلاخره آسمان را در آغوش میگیرد؛
همان جایی که پلنگ پنجهاش را به گیسوی ماه میکشد و آفتاب و مهتاب همدیگر را ملاقات میکنند!
آخر دنیایی که پسر را به آغوش مادر بازگرداند،
و شاید این مرتبه، دستِ زخم برداشته از پیکار تیشه را به دوای شیرینش سپرد... .