مهم [ درخواست تایید رمان ]

ISO'

مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
Apr 9, 2023
1,611
عنوان: آلتون*
نویسنده: کانی قادری
ژانر: عاشقانه، جنایی
زاویه دید: سوم شخص
بافت: ادبی
خلاصه:
این‌جا چه‌خبر است؟
مهم نیست چه زمانی از شب باشد، ما ورژن مدرن بانی و کلایدیم، صدامون رو بالا ببریم؟ ما از پس مشکلات جهان برمیایم، برای داشتن حس خوب به پول نیاز نداریم؛ چون ما ورژن مدرن بانی و کلایدیم، شریک من! ما برای اوج گرفتن نیازی به دیسکو و پارتی نداریم... .
*آلتون در زبان تُرکی به معنای طلا.
گپی جهت بررسی با شما زده شد.
 

maeesh.lei

کاربر انجمن
کاربر انجمن
Jan 23, 2024
2
عنوان: رهایی
نویسنده: مائدهm
ژانر: پلیسی عاشقانه
خلاصه رمان:
مگه میشه ندونم و ماشه رو بکشم؟ میشه بدونم و دست‌های عرق کرده‌ای که دور کلت پیچیده نلرزه؟ میشه بدونم و فشنگ ازش خارج نشه؟ از اومدنش خبری نداشتم، نمی‌دونستم قراره بیاد و یهویی همه چی رو تغییر بده. منتظر بودم تا خودش، خودش رو کنار بکشه اما اینجوری که نشد هیچ، فقط ارزو می‌کنم کاش فشنگ‌هاش تموم بشه و شلیک نکنه تا زنده بمونه... .
 
آخرین ویرایش:

ISO'

مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
Apr 9, 2023
1,611
عنوان: رهایی
نویسنده: مائدهm
ژانر: پلیسی عاشقانه
خلاصه رمان:
نمی‌شه، نمی‌تونی بفهمی کسی که نبوده چرا و چه‌طوری برمی‌گرده؟ از کجا اومد؟ مگه میشه ندونم و ماشه رو بکشم؟ میشه بدونم و دست‌های عرق کرده‌ای که دور کلت پیچیده نلرزه؟ میشه بدونم و فشنگ ازش خارج نشه؟
کاش فشنگ‌هاش تموم شده باشه شلیک نکنه تا زنده بمونه... .
گپی جهت بررسی با شما زده شد
 

Neil I

دلنگار انجمن‌
کاربر VIP
نویسنده ادبیات
مقامدار بازنشسته
Feb 3, 2024
569
عنوان: آذربو (گل آتش)
ژانر: فانتزی
خلاصه: در جهان اهریمن‌ها، غوغایی شده است که افراد را وحشت‌زده و کمی هیجان‌زده‌کرده است؛ مدت‌ها شده‌ که در جهانی که چیزی جُز مرگ نصیب جانداران نمی‌شود. «گل‌آتش» نشان زندگی و آزادی اهریمن‌ها به وجود آمده است که به دست دو تن از ناشناختگان افتاده است!
چه‌ خواهد شد در جهان اهریمن‌ها که قطره‌های خون برای گل آتش می‌چکد؟
دخواست ناظر تایید برای داستان کوتاه
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: ISO'

خانمِ فام.

خانمِ نویسنده
نویسنده کتاب
نویسنده فعال
مقامدار بازنشسته
Aug 4, 2023
686
عنوان: آذربو (گل آتش)
ژانر: فانتزی
خلاصه: در جهان اهریمن‌ها، غوغایی شده است که افراد را وحشت‌زده و کمی هیجان‌زده‌کرده است؛ مدت‌ها شده‌ که در جهانی که چیزی جُز مرگ نصیب جانداران نمی‌شود. «گل‌آتش» نشان زندگی و آزادی اهریمن‌ها به وجود آمده است که به دست دو تن از ناشناختگان افتاده است!
چه‌ خواهد شد در جهان اهریمن‌ها که قطره‌های خون برای گل آتش می‌چکد؟
دخواست ناظر تایید برای داستان کوتاه
درود؛ با من و @ISO' خصوصی بزنید!
 

عقاید یک بانو

کاربر انجمن
کاربر انجمن
Feb 18, 2024
2
*عنوان*:نوازنده قلبم
*نویسنده*:عقاید یک بانو
*ژانر*:عاشقانه،غمگین،طنز،احساسی
*خلاصه داستان*:انگشت هام روی مهره های سیاه سفید پیانو می غلتید یاد همه ای حرف های که از دیگران شنیده بودم افتادم.تو نمیتونی؟از شوهرت اجازه گرفتی؟بچه ای ۲ سالت ول کردی که بیای اجرا کنی؟پس بگو واسه همین تلاش میکرد طلاق بگیری اره؟با چشمهایی که لبریز از اشک بود چشمامم بستم که تصویر مهران جلوی چشمهام نقش بست.تو همون کسی بودی که پات لنگ میزد نمی تونستی بشنوه ای اما حال با پول من آدم شدی میخوای نوازنده بشی تو .....بغضم قورت دادم نواختم بخاطر قلبم نواختم بخاطر کسرئ نواختم که پایانی بدم بر همه ای این تبعیض ها جنسیتی...........
*مقدمه*:
درسکوت دادگاه سرنوشت
عشق برما حکم سنگینی نوشت
گفته شد دل داده ها از هم جدا
وای بر این حکم و این قانون زشت
 

ISO'

مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
Apr 9, 2023
1,611
*عنوان*:نوازنده قلبم
*نویسنده*:عقاید یک بانو
*ژانر*:عاشقانه،غمگین،طنز،احساسی
*خلاصه داستان*:انگشت هام روی مهره های سیاه سفید پیانو می غلتید یاد همه ای حرف های که از دیگران شنیده بودم افتادم.تو نمیتونی؟از شوهرت اجازه گرفتی؟بچه ای ۲ سالت ول کردی که بیای اجرا کنی؟پس بگو واسه همین تلاش میکرد طلاق بگیری اره؟با چشمهایی که لبریز از اشک بود چشمامم بستم که تصویر مهران جلوی چشمهام نقش بست.تو همون کسی بودی که پات لنگ میزد نمی تونستی بشنوه ای اما حال با پول من آدم شدی میخوای نوازنده بشی تو .....بغضم قورت دادم نواختم بخاطر قلبم نواختم بخاطر کسرئ نواختم که پایانی بدم بر همه ای این تبعیض ها جنسیتی...........
*مقدمه*:
درسکوت دادگاه سرنوشت
عشق برما حکم سنگینی نوشت
گفته شد دل داده ها از هم جدا
وای بر این حکم و این قانون زشت
گپی جهت بررسی با شما زده شد
 

Black Magic

کاربر انجمن
کاربر انجمن
Mar 1, 2024
3
نام داستان^:معشوقه شیطان
^نویسنده:Black Magic
^ژانر^:#ترسناک#معمایی
^خلاصه^:این داستان درمورد زندگی گیلداو مسعود است که با وصعیت نامه باهم اشنا می شوندو ازدواج می کنند اما این ازدواج بیشتر شبیه به همخونه بودن است تا این که اتفاق های عجیبی پیش میاد مسعود با کمک گرفت از بهزاد متوجه می شوند پای نیروهای ماوراءالطبیعه به داخل داستان کشید میشه تا اینکه.....
******************مقدمه*******************
ماه را رو ببندید
خورشید را مرخص کنید
در ببنندید به باد و باران
لب ببندید ساز و آواز را
اگر صدای سکوت در کوچه ای شنیدید
دیوار کشید و خامش کنید
که معشوقی من خوفت است ان هم
معشوقی ممنوعه من
 

kamand

کاربر انجمن
کاربر انجمن
Oct 6, 2023
4
نام رمان: جادوی عشق
ژانر: درام، عاشقانه، اجتماعی
نویسنده: kamand|کاربر انجمن چری بوک
خلاصه: دختری با غم‌های بزرگ توام با آرزوهای کوچک و دلنشین.
دختری از قشر متفاوت جامعه در عین حال با دنیایی شیرین.
عاشق می‌شود و او آن را نمی‌پذیرد. الهام دختری است که برای تمام آرزوهایش می‌جنگد؛ در دلش جایی برای کینه ندارد یک آشنایی، یک دیدار اتفاقی همه چیز را برای الهام به هم می‌ریزد حال باید دید چه اتفاقی می‌افتد؟
مقدمه:
عشق مقدس است، روح را نوازش و چون آب حیات می‌ماند.
در عشق غرور جایی ندارد؛ دل ها برای هم می‌تپند، نگاه‌ها برای هم برق می‌زنند و در عین حال می‌تواند غم را برایت به ارمغان بیاورد.
 

Who is viewing this thread (Total: 1, Members: 0, Guests: 1)

بالا