نقد کاربران نقد کاربران دلنوشته محروم از مهر به قلم مهرسا چناری

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
کاربران عزیز تقاضا میشود قبل از فعالیت به قوانین نقد کاربران توجه کنید.
قوانین نقد کاربران | کلیک کنید

عنوان:مجموعه دلنوشته محروم از مهر
نويسنده: @مهرسا
ژانر: اجتماعی ، تراژدی

مقدمه:
در آن قلب سیاهم، میان دل‌های بی‌رحمی که در وجودم درخشش می‌زنند، تنها تو حقیقت را می‌دانستی. تو، که نگاهت تنها پنجره‌ای به بهشت بود. تو می‌دانستی که در تهِ اعماق ژرفای دلم، کودکی کوچک از این همه قساوت می‌گریزد. کوچکی که دستانش را به سمت آن پنجره دراز کرده بود. صدایت را می‌شنود و با تو آرامش را تجربه می‌کند. امان از روزی که تو هیچ‌گاه نخواستی او را در اعماق وجودت بپذیری و شفابخش آن رگ‌های سیاه قلبم باشی. و در نهایت، آن پنجره را بستی و دستانش در هوای یخ‌زدهٔ تنهایی، برای همیشه معلق ماند. تا باشد که تو صدای همان کودکی باشی که نشانِ مهری بر زندگی‌اش زده‌اند، اما مهری از جنس بی‌مهری.
لینک:
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
سلام و درود به شما نویسنده عزیز.
متنت خیلی خیلی قویه، واقعاً.
حرف دلِ یه نسل رو زدی و این کار کمی نیست. ولی یه سری چیزا هم داره که باید یه کم جمع و جورش کنی؛ وگرنه بعضی جاها خواننده رو غرق می‌کنه.
چیزایی که فوق‌العاده‌ست، صداقت نوشته‌ات دیوانه‌کننده‌ست. هیچ‌جا ادا و اطوار نداره.
تصاویرت تمیز و تازه‌ان مثل «دستمال لای دندان»، «صدای پله‌های چوبی»، «فانوس خاموش»، «نمکِ خیانت».
یه ریتم تکرارشونده داری که مثل ضربان قلب می‌مونه و آدم رو می‌کشونه تا آخر.
چیزایی که یه کم زیادیه و اذیت می‌کنه اینه که همه‌چیز خیلی خیلی خیلی تلخه. یه جا هم نور نیست، یه جا هم نفس کشیدن نیست. بعد از پارت پنجم یا ششم خواننده خسته میشه و حس می‌کنه داره غرق میشه.
بعضی جمله‌ها زیادی شاعرانه و پیچیده شدن؛ آدم باید دو سه بار بخونه تا بفهمه چی گفتی مثلاً «در انزوای پر سروصدای تو، در حال خفه شدن زیر سنگینی سکوتی بودم که از هر فریادی بلندتر بود»، قشنگه، ولی تکرارش خیلی یه مقدار خسته کننده‌‌است.
بعضی پارت‌ها زیادی شبیه هم شدن. مثلاً «فریاد در خلاء»، «آواز خاموش»، «در جستجوی پژواک» تقریباً یه حرف رو سه جور می‌زنن.
همین الانش هم «آغوش چوب»، «ندیدگان مهر»، «نمک خیانت»، «زندانی نقاب»، «فانوس خاموش» و «نبخشیدن خویش» به تنهایی خودشون عالی هستن.
یه کم فضا بده به خواننده. همش تلخی و سکوت و شکست. این‌جوری مخاطب داره فقط با تلخی‌ها دست و پنجه نرم می‌کنه و این مسیر خیلی کند میشه و نمی‌تونی مخاطب رو تا آخر دلنوشته‌ات داشته باشی.
یه کم جمله‌ها رو کوتاه‌تر و ساده‌تر کن. همون ضربه رو می‌تونی با نصف کلمه بزنی، بیشتر می‌مونه تو ذهن.
به شخصه خیلی دوستش دارم موفق باشی گلم.
 

رهای انجمن

مدیر تالار آوا
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر همراه
طراح جلد
ویراستار
مدرس کارگاه
صفحه آرا
آوا پرداز
مترجم رمان
کتابخوان
کاربر VIP
هنرمند
کاربر فعال تالار
Jul 1, 2023
2,642
سلام عزيزم
دلنوشته خيلي زيبايي داشتين و از قلمتون خيلي لذت بردم
عنوان با اينكه طولاني هست ولي جذابيت خوبي رو دربرگفته
از نظر فضاپردازی بسیار قوی بود و دلنوشته از استعاره هاي خوبي نوشته شده بود و این استعاره‌ها کمک می‌کنند تا مخاطب به سادگی به عمق درد و رنج نویسنده پی ببره
دلنوشته روان نوشته شده؛ باعث می‌شود که متن به خوبی مخاطب را همراه کنه. با این حال، مثلا ميشد به بخش‌بندی یا معرفی تضادهای بیشتری پرداخت تا خواننده تنوع احساسی بیشتری را تجربه کنه

قلمتون مانا عزيزم
 

Nini Leen

کاربر فعال تالار
کاربر فعال تالار
Nov 17, 2025
12
دلنوشته‌یِ محروم از مهر؛ یک مجموعه‌ای از تراژدی و غم‌هاست.
اسمِ منتخب حاکی از غم درون نوشته‌ها رو داره و من با درکِ این اسم؛ انتظارِ روشنایی از این مجموعه ندارم.
ژانر همون‌طور که اجتماعی هست، پس آدم‌ها راحت بهش Relate می‌کنند.
از این‌که تا حد توانت از تشبیهات و مکمل‌های ادبی استفاده کردی ممنونم، و بسیار دوست داشتنی بود خوندنِ این مجموعه :>
خسته نباشی و قلمت مانا جانم Ch50
 

مهرسا

کتابخوان
کتابخوان
Sep 19, 2025
137
@پناه @Nini Leen @رهای انجمن

سلام و عرض ادب. خیلی ممنونم از نظرات صادقانه و قشنگتون . خوشحالم که تونستم گوینده کوچیکی باشم برای نسل هایی که از مهر و محبت بهره نبردن ، نه که نخوان، بهشون تعلق نگرفت . خودم خیلی فک میکردم که شاید زیادی سنگین باشه . بخوام هدف خودم از بیان این مجموعه دلنوشته رو بگم فقط دو چیزه : یک، محبت کنید . بی تعارف، بی چک و چونه!
دو اینکه سنگینی و غم‌انگیز بودن جهات مختلف محروم از مهری رو درک کنید . حسش کنید و غرقش بشید ‌. این یک نوع نقطه ضعف نیست ، صرفا همدردی انسانی هست .
اگر ازش خسته بشید ، حق انسانی شماست. اما توی جملات و احساساتی که درباره اشون صحبت میکنم ، مثل یه تیکه چوب سوخته هستن . که دیگه دوامی نداره . و یکی از دلایل سنگین بودن روی این حسابه که خودم به شخصه غرق نوشتن شدم .
نظرات شما عزیزان برام با ارزشه و مچکرم ازتون .
سعیم رو میکنم‌که اون حجم سنگینی کمی از روی دوشش برداشته بشه .🙏🤍
 

tina_for.81

مدیر تالار موسیقی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
صفحه آرا
کتابخوان
نویسنده فعال
Jul 19, 2025
214
درودخدمت نویسنده محترم
احساسات درون متن قوی و صادقانه‌ان و خواننده راحت ارتباط می‌گیرد.
لحن خیلی شاعرانه و سنگین است؛ برای بعضی‌ها جذابه، ولی برای بعضی‌ها زیادی پیچیده و خسته‌کننده می‌شه.
حس‌ها تکراری می‌شن؛ تقریباً همهٔ بخش‌ها حول تنهایی و بی‌مهری می‌گردن.
تصویرسازی‌ها زیبا اما زیاد و پشت‌هم‌اند و گاهی متن را مبهم یا طولانی می‌کند.
فقدان داستان یا اتفاق مشخص باعث می‌شود متن فقط احساس‌محور بماند.
در کل متن احساسی و تاثیرگذاره، خواننده رو به شدت با خودش همراه میکنه ولی برای جذاب‌تر شدن می‌تونه ساده‌تر، متنوع‌تر و کم‌استعاره‌تر باشه.

موفق باشید
 

Who is viewing this thread (Total: 1, Members: 0, Guests: 1)

Who has watch this thread (Total: 0) «جزئیات دقیق بازدیدها»

بالا