- Jul 13, 2025
- 69
دو پارت ارسال شد .
درحال تایپ - رمان هیپنوگوجیا | فاطمه.عین کاربر انجمن چری بوک
- همراه عمو دیمیتریوس. لایلا روی تخت غلتید و روی تخت به حالت نیمخیز نشست. بدنی لاغر و کمی لاغرتر از نورا داشت. تنها تفاوت آنها در چشمهایشان بود؛ به جز این، آنها به قدری شبیه هم بودند که گویی دو نیمه یک سیباند. اما اخلاق لایلا بسیار خاص بود و او اصلاً شبیه یک دختر هفت ساله به نظر نمیرسید...
cherrybook.ir