- Jan 26, 2025
- 218
- هیچ وقت نفهمیدم چرا شما مردا اینقدر احمقین!
- باز چی شده؟
- یه خانمی تو کلنیک اونقدر گریه کرد که کم مونده بود غش کنه.
- ای بابا! واسه چی؟
- شوهرش با یه دختره ریخته رو هم.
- از کجا فهمیده حالا؟
- یه مدت مشکوک شده بود؛ مثلا یه بار تو وسایل شوهرش یه سری متن عاشقانه پیدا کرده بود که بالاشون نوشته بود تقدیم به سحر، بعد که ازش پرسیده گفته دوستش داده بهش تا ایراداشونو بگه؛ بعد یه مدت میره محل کار شوهرش تا نهارشو بده که اون چیزی رو میبینه که نباید.
- آدم چه چیزایی که نمیشنوه!
- بعد هم احضاریه دادکاه اومده دم در خونش، دختره به مرده گفته باید زنتو طلاق بدی. بچهست ها! بیست سالشم نشده.
- چه آدمایی پیدا میشن!
- خانمه هی گریه میکرد میگفت اون احمق نمیفهمه اون الف بچه فقط چشمش به پولشه.
- حالا گناه مردم رو نشور؛ خدا میدونه زنش چی کار کرده که اون بنده خدا رفته سراغ دختره.
- تو هم هی سنگ همه رو به سینه بزن!
- خودتو ناراحت نکن، اگه دوباره اومد، کارت دفترم رو بهش بده؛ بگو بیاد کمکش کنم. مرده چی کاره هست؟
- همکار خودته، وکیله.
- به، کارمون دراومد! آقا وکیلم که هستن!
- آخه، خانمه هنوز شوهرش رو دوست داره. خیلی دلش میخواد زندگیشون درست شه.
- راست راستی هنوز دوستش داره یا فقط از طلاق میترسه؟
- اه ولش کن، تو که از احساسات ما زنا سر در نمیاری.
-بیخیالش، بیا بغلم ببینم!
- باز چی شده؟
- یه خانمی تو کلنیک اونقدر گریه کرد که کم مونده بود غش کنه.
- ای بابا! واسه چی؟
- شوهرش با یه دختره ریخته رو هم.
- از کجا فهمیده حالا؟
- یه مدت مشکوک شده بود؛ مثلا یه بار تو وسایل شوهرش یه سری متن عاشقانه پیدا کرده بود که بالاشون نوشته بود تقدیم به سحر، بعد که ازش پرسیده گفته دوستش داده بهش تا ایراداشونو بگه؛ بعد یه مدت میره محل کار شوهرش تا نهارشو بده که اون چیزی رو میبینه که نباید.
- آدم چه چیزایی که نمیشنوه!
- بعد هم احضاریه دادکاه اومده دم در خونش، دختره به مرده گفته باید زنتو طلاق بدی. بچهست ها! بیست سالشم نشده.
- چه آدمایی پیدا میشن!
- خانمه هی گریه میکرد میگفت اون احمق نمیفهمه اون الف بچه فقط چشمش به پولشه.
- حالا گناه مردم رو نشور؛ خدا میدونه زنش چی کار کرده که اون بنده خدا رفته سراغ دختره.
- تو هم هی سنگ همه رو به سینه بزن!
- خودتو ناراحت نکن، اگه دوباره اومد، کارت دفترم رو بهش بده؛ بگو بیاد کمکش کنم. مرده چی کاره هست؟
- همکار خودته، وکیله.
- به، کارمون دراومد! آقا وکیلم که هستن!
- آخه، خانمه هنوز شوهرش رو دوست داره. خیلی دلش میخواد زندگیشون درست شه.
- راست راستی هنوز دوستش داره یا فقط از طلاق میترسه؟
- اه ولش کن، تو که از احساسات ما زنا سر در نمیاری.
-بیخیالش، بیا بغلم ببینم!